|
كجا رفتند آن فوق العادهها؟ |
|
|
وقتى احوال علماى سلف را ملاحظه مىكنيم، خيلى از وضع و حال خود خَجِل مى شويم؛ زيرا مىبينيم آنان با سن و سال كمتر به مقاماتى رسيدند كه قابل بيان نيست. علت عمده ى آن اين است كه آنها در مقام علم و عمل فوق العاده بودند. كجا رفتند آن فوق العاده ها كه يكى از آنها هم پيدا نمى شود؟!
استاد ما(1) ـ قدّس سره ـ مى فرمود : آقا ميرزا محمّدتقى شيرازى ـ قدّس سره ـ فوق العاده بود، مرحوم حاج آقا حسين قمى ـ قدّس سره ـ هم مثل استاد ما ـ قدّس سره ـ معتقد بودند كه ايشان حتى از آقا سيّد محمّدكاظم يزدى و آخوند خراسانى ـ رحمهم االلّه ـ اعلم بوده است، مى فرمودند: اينها ـ يعنى سيّد و آخوند ـ اَحْضَر(2) بودند، ولى او اعلم بود.
البته هر كسى درسش را نمىپسنديد، زيرا مثل مباحثه بود. استاد ما ـ قدّسسره ـ مىفرمود: هفت سال روزى دو درس مكاسب را ـ شايد از اول مكاسب محرّمه تا آخر خيارات ـ نزد ايشان خوانديم. و استاد ما ـ قدّسسره ـ نيز از اوّل بيع تا آخر خيارات را در مدّت چهارده سال بيان فرمود.
آرى، زحمات آنان در علم و تعليم و تعلّم ربطى به ما ندارد، مثل اين كه عاشق علم بودند!
مرحوم آقا ضيا عراقى را در كوچه ديدم، در حالى كه يكى از دستهايش را بر روى ديگرى مىگذاشت. گويا دربارهى مطلبى فكر مىكرد و مىخواست مطلب را بر سر كرسى بنشاند. همه چيز حتّى رياست و مرجعيت را كنار گذاشته بودند، و فقط به تعليم و تعلّم اهميت مىدادند!
2. آقا شيخ محمّد حسين اصفهانى معروف به كمپانى ـ رحمهاللّه ـ .
3. حضور ذهن بيشترى دارد. |