|
توجيه كندن لباس رزمى برخى از اصحاب سيّدالشّهدا ـ عليهالسّلام ـ در ميدان |
|
|
|
كارى كه به عابس(1) ـ رحمه اللّه ـ نسبت مى دهند كه در روز عاشورا در ميدان جنگ زره را انداخت و لخت شد(2) سهل است؛ زيرا تمام اصحاب و خود آن حضرت «مُسْتَميت» و طالب مرگ و شهادت بودند و مى دانستند كه كار تمام است و تنها مسأله ى مردن و شهادت در ميان بود. و عقلاى عالم در چنين مواضعى از خواسته ى خود دست بر مى دارند، يعنى يا تسليم مى شوند و يا فرار مى كنند، مگر اين كه رابطه ى دينى و باعث و رادع(3) مذهبى و الهى داشته باشند، چنان كه اصحاب سيّدالشّهدا ـ عليهالسّلام ـ در كربلا چنين بودند و مرگ نزد آنها «أَحْلى مِنَ الْعَسَلِ»(4)؛ (شيرينتر از عسل) بود. آيا مىشود گفت اين جمله خلاف واقع است؟!
1. عابس بن ابى شبيب شاكرى ـ رحمهاللّه ـ از اصحاب سيّد الشهداء ـ عليهالسّلام ـ . ر.ك: جامع الرواة، ج 1، ص 425.
2. يعنى كلاه خود و زره خود را به كنارى انداخت: «أَلْقى دِرْعَهُ وَ مِغْفَرَهُ.» ر.ك: بحارالانوار، ج 45، ص 29؛ لواعج الشجان، ص 159.
3. انگيزه.
4. كلمات الامام الحسين ـ عليهالسّلام ـ ، ص 402، به نقل از قاسم بن حسن ـ عليهماالسّلام ـ . |