|
مداراى اميرالمؤمنين و سيّد الشّهدا ـ عليهماالسّلام ـ با دشمنان |
|
|
|
در صفين وقتى لشكر معاويه بر آب مسلط شدند، آب را بر آن حضرت و اصحابش بستند، اما وقتى كه حضرت مسلط شد، به آنها آب داد و مانع نشد.(1) آيا تا به حال ديده يا شنيده شده كه كسى در وقت جنگ، به دشمن خود آب بدهد؟!
در زمان پادشاهى روسيه، در جنگ جهانى اول هر چه لشكر براى جنگ با آلمان مىرفتند برنمىگشتند، يك بار وقتى قطار پر از جوان مىخواست براى جنگ حركت كند، مادران آنها جلوى قطار خوابيدند تا مانع حركت او شوند، از مسكو كسب تكليف كردند، دستور رسيد كه با قطار از روى مادرها عبور كنيد.
معمول بود كه در وقت جنگ و حمله چند نفر نگهبان مىگذاشتند تا كسى فرار نكند؛ اما امام حسين ـ عليهالسّلام ـ در شب عاشورا فرمود:
« أَنْتُمْ فى حَلٍّ مِنْ بَيْعَتى. »(2) بيعت خود را از شما برداشتم.
اين قوم با من كار دارند، هر كه مىخواهد برود. تعداد لشكر امام حسين ـ عليهالسّلام ـ در شب عاشورا قريب هزار نفر بود، شب عاشورا ده نفر، ده نفر بعضى با خداحافظى، و بعضى حتى بدون خداحافظى از ركاب آن حضرت دور شدند و رفتند!(3)
هم چنين سيّد الشّهدا ـ عليهالسّلام ـ به حضرت مسلم ـ رحمهاللّه ـ فرموده بود كه با مهربانى رفتار كند، و شايد سبب كشته شدن و شهادت حضرت مسلم، همين بوده كه اذن جنگ نداشته و گرنه در « دار الأماره » و مقر ابن زياد بيشتر از بيست نفر نبود و حضرت مسلم مىتوانست آنها را محاصره كند.
1. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج3، ص319؛ بحار الانوار، ج32، ص438؛ وقعة صفّين، ص162.
2. بحار الانوار، ج11، ص149؛ ج44، ص315؛ ج45، ص90؛ امالى صدوق، ص154؛ قصص الانبياء جزايرى، ص36.
3. از عبارت « فَأَمّا عَسْكَرُهُ ففارَقُوهُ، وَ أَمّا أَهْلُهُ الاْءَدْنَوْنَ فَأَبَوْا وَ قالُوا: لا نُفارِقُك، فَقالَ لَهُم: فَإِنْ كُنْتُمْ وَطَّنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ عَلى ما وَطَّنْتُ نَفْسى عَلَيْهِ، فَاَعْلَمُوا.... »؛ (لشكر آن حضرت از او جدا شدند، ولى بستگان نزديك باقى مانده و گفتند: از تو جدا نمىشويم، آنگاه حضرت به آنان فرمود: حال كه شما همراه با من، خود را براى مرگ آماده كردهايد، پس بدانيد...) كه در برخى منابع ياد شده در پانوشت گذشته آمده است، به دست مىآيد كه بسيارى از لشكريان حضرت، شب عاشورا از آن حضرت جدا شدند. |