
در روايت، پيرامون اوصاف قرآن آمده است: «لا تَفْنى عَجآئِبُهُ.»(1) شگفتى هاى آن پايانناپذير است.
هم چنين در آيه ى شريفه مىفرمايد
: «وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَـبَ تِبْيَـنًا لِّكُلِّ شَىْءٍ»(2) قرآن را بر تو فرو فرستاديم، تا بيانگر هر چيز باشد.
بعد از اين تعبير ديگر چيست؟!
كسى كه اين مطلب را كه قرآن «تبيانُ كُلِّ شَىْءٍ» است دنبال كند، عجايب و غرايب مى بيند، ولى متأسّفانه ما ضعيفيم و مى ترسيم كه اگر تفأُّل به قرآن بزنيم بلايى به سرمان بيايد! نمى دانيم كه اگر آن بلا نمى آمد، بلاهاى ديگر بدتر از آن بر سرمان مى آمد.
1. بحارالانوار، ج 2، ص 284؛ ج 89، ص 27؛ احتجاج، ج 1، ص 261؛ ارشاد القلوب، ج 1، ص 8؛ اعلام الدّين، ص 102؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 1، ص 288؛ غرر الحكم، ص 110، و 111؛ كشف اليقين، ص 189؛ نهج البلاغه، ص 61.
2. سورهى نحل، آيهى 89. |