نگارخانه

صوت و تصویرهای ماندگار از معظم له

آمار سایت

لینک Rss مطالب

نماز خواند، اما چه نمازى و با چه صداى دلنشينى! چاپ ارسال
Image

آقايى كه اهل علم بود مى  گفت:
بنده و يك شخص ديگر و يك پيرمرد شب جمعه اى به مسجد جمكران رفتيم، ساعت دوازده شب بعد از خواندن نماز و توسّل و روضه خوانى سيّدالشهدا ـ عليه  السّلام ـ ، رفيقمان براى رسيدن به خدمتش(خدمت حضرت ولى عصر ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف) خيلى اظهار اشتياق كرد.
سپس آقايى را ديديم كه آمد و دم محراب مسجد چهار ركعت نماز خواند، اما چه نمازى و با چه صداى دلنشينى!
من از يك طرف و آن رفيقمان از پشت سرش، صداى قرائتش را مى شنيديم، تا اين كه آقا ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ بعد از نماز بلند شد و به طرف درِ مسجد حركت نمود، و من نتوانستم از هيبت او از جا بلند شوم؛ ولى رفيقمان تا دم درِ مسجد از پشت سرش رفت و آقا از مسجد خارج شد و من تا دمِ در ايشان را مى ديدم. سپس رفتم و از درِ مسجد به طرف راست و چپ نگاه كردم، ديدم غايب شده است و او را نديدم.

 
< بعد   قبل >