|
قتل امام ـ عليه السّلام ـ براى... |
|
|
قتل امام ـ عليه
آيا ممكن است ما ائمه ى اطهار
ـ عليهم السّلام ـ را با «هَلْ مِن مَّزِيدٍ» (1)؛ (آيا زيادى هست؟) و با مزايده
بفروشيم؟ نه به قيمت كم، كه ممكن است نفروشيم؟!
چنان كه عمر سعد ملعون هم به مجانى نفروخت، بلكه هر چه كرد از مُلك رى دست بردارد،
ديد نمى تواند. و شمر هم كه از ابن سعد خبيث تر بود، بدون هيچ انفاذ حكمى فروخت و
اقدام به قتل آن حضرت كرد و نگذاشت ابن زياد ملعون با امام حسين ـ عليه السّلام ـ
كنار بيايد و صلح كند، لذا وقتى ابن زياد ملعون به شمر لعين گفت به امام حسين ـ
عليه السّلام ـ بگو:
قتل امام ـ عليه
بايد تسليم حكم من و يزيد شوى بدون هيچ شرطى.
اگر كرد هيچ، وگرنه كارش را تمام كن، شمر لعين به ابن زياد ملعون گفت:
اگر كارش را تمام نكنى بر تو چيره مى شود. او هم پذيرفت و برايش دعا كرد و
گفت: «جَزاكَ اللّه مِنْ ناصِحٍ أَمينٍ!» (2) خداوند به تو كه شخص خيرخواه و
امانت دار هستى پاداش خير دهد!
مگر برادرش، امام مجتبى ـ عليه السّلام ـ صلح نكرد؟ اين حضرت هم صلح مى خواست.
1. سوره ى ق ،
آيه ى 30.
2. عبارت اين زياد در پاسخ پيشنهاد شمر به اين صورت آمده است: «نِعْمَ ما رَأَيْتَ!
الرَّأْىُ رَأْيُكَ.»؛ (چه نظر خوبى! نظر درست رأى تو است.) ر.ك: بحارالانوار، ج
44، ص 389؛ الارشاد، ج 2، ص 86؛ اعلام الورى، ص 235؛ سخن مذكور در متن، پاسخ ابن
زياد به خيرخواهى ظاهرى عمربن سعد است كه مورد پذيرش ابن زياد قرار نگرفت و ابن
زياد درباره ى نامه ى او گفت: «هذا كِتابُ ناصِحٍ مُشْفِقٍ عَلى قَوْمِهِ»؛ (اين
نامه، نامه ى كسى است كه مى خواهد نسبت به قوم خود با خيرخواهى و مهربانى رفتار
شود.) ر.ك: همان + روضة الواعظين، ج 1، ص 182.
|