به فكر او نيستيم
ما خود را از اطرافيان و دوستان آن حضرت مى دانيم، ولى در اين امر، يعنى دعا
براى تعجيل ظهور او مسامحه مى كنيم! ظهور آن حضرت اَهَمّ حاجات ما است، ولى
ما «عَجِّل فَرَجَهُ»(1) مى گوييم، فقط براى اين كه بفهمانيم مجلس ختم شد، و يا اين كه در
موارد ازدجام مردم صلوات مى فرستيم، تا مردم جا به جا شوند، نه اين كه جدّا
بخواهيم صلوات بفرستيم، بلكه داعىِ بر داعى است.
با اين كه مى دانيم او واسطه ى بين ما و خدا است، مَعَ ذلك به فكر او نيستيم! اى
كاش مى دانستيم كه احتياج او به ما و دعاى ما براى او، به نفع خود ما است؛ وگرنه قرب
و منزلت او در نزد خدا معلوم است.
1.تهذيب، ج 3، ص 120؛
مستدرك الوسائل، ج 5، ص 74 و 93؛ بحارالانوار، ج 53، ص 95 و 187؛ ج 83، ص 61 و 62،
284؛ ج 91، ص 41؛ ج 92، ص 327؛ ج 95، ص 110 و...
|