از ماست كه بر ماست
حالا ما كار نداريم كه على ـ عليه السّلام ـ بر حق است يا دشمنانش، بلكه بايد نگاه
كنيم و ببينيم كه چگونه خود را دست كفّار ذليل نموده ايم، و چگونه ما را از هم جدا
و متفرّق نموده اند، به گونه اى كه در هر وجب از مملكت اسلامى، حكومتى تشكيل داده
اند، تا وقتى يكى از ما خيال مخالفت با آنها را داشت، ديگران را به جان او بيندازند
و به جنگ با او وادار كنند.
همه ى بلاها به دست خود ما، ولى بر سر خود ما است:
«مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ، وَ إِلَيْهِمْ تَعُودُ.»
فتنه از آنان بيرون آمده و به سوى خود آنان باز مى گردد.(1)
1. كافى، ج 8، ص 307؛
بحارالانوار، ج 2، ص 109؛ ج 18، ص 146؛ ج 52، ص 190؛ أعلام الدّين، ص 406؛ ثواب
الاعمال، ص 253.
|