|
اهمال در تعيين جانشين در ابقا و احداث عقلاً و نقلاً درست نيست |
|
|
اهمال در تعيين جانشين در ابقا و
عقل و نقل و كتاب و سنّت توافق دارند كه وقتى رييس به جايى
رفت، بايد براى خود جانشين تعيين كند؛ لذا رسول اكرم ـ صلّى اللّه عليه
وآله وسلّم ـ در جنگ ها جانشين تعيين مى نمود و مى فرمود:
در اوّل فلانى، اگر «أُصيبَ»؛ (شهيد شد)، بعد فلانى اگر «أُصيبَ»؛ (شهيد شد)،
بعد فلانى...( چنان كه رسول اكرم ـ صلّى اللّه
عليه وآله وسلّم ـ در جنگ
«موته» نخست «زيدبن حارثه» را به عنوان فرمانده نصب نمودند، و فرمودند: «فَإِنْ
قُتِلَ»؛ (اگر شهيد شد)، جعفر بن محمّد، «فَإِنْ أُصيبَ.» عبداللّه بن رواحه،
«فَإن أُصيبَ»، هر كس كه مسلمانان او را پسنديدند، فرمانده است. (1)
با اين حال، آيا مى شود اين سخن را پذيرفت و گفت كه:
پيغمبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه
وآله و سلّم ـ از دنيا رفت
و مردم را به خود واگذار كرد؛ زيرا خاطر جمع بود كه هر چه مردم بكنند حقّ و خير
خواهد بود؟! بلكه مى توان گفت:
اهمال در تعيين جانشين در ابقا و
اهمال در رهبرى اگر در ابقا درست باشد و لزومى
نداشته باشد، در احداث آن نيز اهميّت ندارد، و اين سخن درست نيست؛ بلكه در هر وقت
بايد در مقام دفاع و مجاهده بود؛ چنان كه رسول اكرم ـ صلّى
اللّه
عليه وآله و
سلّم ـ در ماجراى جيش اُسامه فرمود:
«جَهِّزُوا جَيْشَ أُسامَةَ، لَعَنَ اللّهُ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْ جَيْش أُسامَةَ!»
( 2 ) در لشكر اسامه آماده و حاضر شويد، خداوند لعنت كند
كسى را كه از رفتن به لشكر اُسامه عقب بماند!
عقل و نقل، و در نقل هم كتاب و هم سنّت در اين مسأله با هم
توافق دارند، و در غير اين مسأله چنين نيست.
1.
ر.ك: بحارالانوار، ج 21، ص 58؛ اعلام
الورى، ص 102؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 15، ص 61.
2.
بحارالانوار، ج 30، ص 432؛ نيز ر.ك:
نهجالحق، ص 263؛ بحارالانوار، ج 22، ص 455، 468 و 520؛ ج 27، ص 323؛ ج 28، ص 109،
110، 116 و 206 و... نيز ر.ك: شواهد التنزيل، ج 1، ص 338؛ عمربن الخطّاب، ص 36؛
النصّ و الاجتهاد، ص 36؛ المراجعات، ص 369.
|