ما بايد نام رسول اكرم ـ صلّى الل
خوارزمى در مناقب نوشته است:
روزى مغيرة بن شعبه از نزد معاويه آمد و گفت: «جِئْتُ مِنْ
عِندِ أَخْبَثِ النّاسِ.» از نزد پليدترينِ مردم مى آيم.
گفتند: چگونه؟ گفت: معاويه به من گفت اين شخص (رسول اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله
وسلّم ـ ) اسمش را كنار اسم خدا گذاشته و هر روز بر مناره ها نام او را مى برند،
ولى اسمى از ابوبكر و عمر و عثمان در بين نيست، لذا ما بايد تلاش كنيم كه نام او را
دفن كنيم، پيش از آن كه ما را دفن كنند! (1)
من با شما جنگيدم تا بر شما حكومت كنم
معاويه بر بالاى منبر كوفه گفت:
«إِنِّى ـ وَ اللّهِ ـ ما قاتَلْتُكُمْ لِتُصَلُّوا وَ لا لِتَصُومُوا، وَ لا
لِتَحِجُّوا، وَ لا لِتُزَكُّوا. إِنَّكُمْ لَتَفْعَلُونَ ذلِكَ، وَ لكِنِّى
قاتَلْتُكُمْ لاِءَتَأَمَّرَ عَلَيْكُمْ،... فَكُلُّ شَرْطٍ شَرَطْتُهُ تَحْتَ
قَدَمِىَّ هاتَيْنِ.»
ما بايد نام رسول اكرم ـ صلّى الل
به خدا سوگند، من براى اين با شما نجنگيدم كه
نماز بخوانيد و يا روزه بگيريد و يا حج به جا آوريد و يا زكات بدهيد؛ زيرا [مى
دانم] شما اينها را به جا خواهيد آورد، بلكه براى اين منظور با شما جنگيدم تا بر
شما حكومت كنم... تمام شرطهايى را كه با حسن بن على ـ عليهماالسّلام ـ بسته بودم،
به زير اين دو پاى خود مى اندازم.(2)
يعنى همه را كشت تا حكومت كند: «لاِءَتَأَمَّرَ
عَلَيْكُمْ.» روزى سعد ـ با اين كه از بنىاميّه و جزو اصحاب شورا بود و با على ـ
عليه السّلام ـ هم بيعت نكرد ـ به معاويه گفت:
«أَلسَّلامُ عَلَيْكَ أيُّهَا الْمَلِك!» سلام
بر تو اى پادشاه! معاويه به او گفت: چرا اين گونه به من سلام مى دهى؟( كنايه از اين
كه چرا نمى گويى: «ألسَّلامُ عَلَيْكَ يا أميرَالمؤمِنين!».) وى گفت: از اين راهى
كه تو به مقام رسيدى، اگر بر من عرضه مى شد قبول نمى كردم.(3)
1.
ر.ك: بحارالانوار، ج 33، ص 169؛ كشف الغمّة، ج 1، ص 418؛ كشف
اليقين، ص 474.
2.
ر.ك: بحارالانوار، ج 44، ص 48؛ ارشاد، ج 2، ص 11؛ به شرح نهج
البلاغه ابن ابى الحديد، ج 16، ص 14 و 45؛ كشف الغمة، ج 1، ص 542؛ مناقب ابن شهر
آشوب، ج 4، ص 35.
3.
ر.ك: كتاب الاربعين، ص 387؛ الغدير، ج 10، ص 26؛ المصنّف، ج
10، ص 391؛ تاريخ مدينة دمشق، ج 17، ص 324؛ النصائح الكافية، ص 195.
|