|
به اندازه ى وزن او، به او طلا و نقره نثار مى كردند! |
|
|
|
قرامطه(1) در مذهبشان بسيار انحراف دارند. كسانى كه با فاطميين خوبند، با قرامطه خوب نيستند و آن ها را مُلحِد مى دانند. ابن كثير نقل مى كند كه يكى از قرامطه در حال جنگ بود، و پسرش در لشكر مقابل، پسرش را به او نشان دادند، وى با نيزه به پسر زد و گفت:
«طَعْنَةٌ مِنْ كافِرٍ أَحَبُّ إِلَىَّ مِنَ الدُّنْيا وَ ما فِيها.»
يك ضربه از كافر، براى من از دنيا و مافيها محبوب تر است. يعنى اين شخص لشكر مقابل را باطل مى دانست. با اين كه خودش در تشخيص كفر و ايمان اشتباه مى كرد، مع ذلك اين چنين سخن مى گويد!
برخى از فرقه هاى اسلامى نيز در قطيف و اَحسا، اجبارا مذهب جعفرى را به مذهب حنفى تبديل كردند، و از كتب جعفرى جلوگيرى نمودند.
آرى، مذهبى را كه خودشان به زور تحميل مى كنند، به آسانى مى توانند دوباره از مردم بگيرند.
آقا خان، رييس فرقه ى اسماعيليه هر سال يك بار به بمبئى مى رفت، طرفدارانش او را وزن مى كردند و به اندازه ى سنگينى وزن او، به او طلا و نقره نثار مى كردند!
آيا ما شيعيان نبايد در فكر اين باشيم كه ايتام و فقراى مسلّم هر شهر خود را به نحو آبرومندانه و مطلوب اداره كنيم، تا اهل باطل نيايند و آن ها را اداره كنند و در مذهب خود در آورند!
آرى، اين ها چنين كارهايى مى كنند، تازه چه بسا اگر هم بفهمند كه آن ها مستغنى شده اند و يا متوجه شوند كه به مذهب آن ها ميل باطنى ندارند بلكه به مذهب قبلى خود ميل دارند، آن ها را به قتل برسانند. بله، گام هاى انحرافى براى دنياى انسان هم خطرناك است.
1. گروهى از شيعه كه به امامت نوه ى امام صادق ـ عليه السّلام ـ يعنى محمّد پسر اسماعيل اعتقاد داشتند. ر.ك: الفصول المختارة، ص 305؛ بحارالانوار، ج 37، ص 9. و نيز نام فرقه اى از خوارج. ر.ك: مجمع البحرين، ج 4، ص 267. |